مرتضى مطهرى

779

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

و بالاترم ؛ نه ، اين ملاك كرامت نيست ، إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ . ولى ضمناً يك مطلب ديگر ذكر شده كه اين امر غير از فلسفهء تفاخر يك فلسفهء ديگر دارد و آن فلسفهء تعارف است يعنى وسيله‌اى است براى شناسايى شدن كه افراد يكديگر را بشناسند ، يعنى اين فلسفه دارد و فلسفهء مفيدى دارد و آن اين است كه مردم بايد يكديگر را بشناسند . از جمله لوازم و ضروريات زندگى اجتماعى اين است كه مردم همديگر را بشناسند چون اگر نشناسند و تميز ندهند كه اين كيست و آن كيست و آن گروه چه گروهى هستند و اين گروه چه گروهى ، روابط برقرار نمىشود چون زندگى اجتماعى براساس رابطه داشتن افراد با يكديگر است كه بخواهند با يكديگر معامله و داد و ستد داشته باشند ، كار مشترك داشته باشند و امثال اينها . اگر فرض كنيم افراد بشر آنچنان شبيه يكديگر ساخته شده بودند كه اصلًا دو نفر را از همديگر نمىشد تميز داد يعنى دو نفر با يكديگر آنقدر شبيه بودند [ كه قابل تشخيص نبودند روابط بين آنها برقرار نمىشد . ] مثل دو قطرهء آب يا اشياء صنعتى كه كارخانه‌ها مىسازند ، مانند دو متر يا دو توپ يك پارچه كه كارخانه‌اى يك جنس معين را ساخته است ؛ و يا دو استكان كه از يك كارخانهء بالخصوص با يك مدل بيرون مىآيند ، كه وقتى چند استكان چاى را جلو افرادى گذاشتند و هركدام با يك استكان چاى خوردند ، همين قدر كه اينها را ببرند و برگردانند كسى نمىتواند تشخيص بدهد كه اين همان استكان است يا استكان ديگرى . همچنين اگر گنجشكى چند روز روى شاخهء درختى باشد و انسان ببيند ، چند لحظه برود و به جاى او يك گنجشك ديگر بيايد ، انسان نمىتواند تشخيص بدهد اين همان گنجشك است يا گنجشك ديگرى است . حالا خود گنجشكها من نمىدانم همديگر را مىتوانند بشناسند يا نه . در حدى كه جفتها و بچه هايشان همديگر را بشناسند حتماً هست ولى از اين بيشتر نمىدانم و از عالم گنجشكها ، عالم كلاغها ، عالم كبوترها اطلاع ندارم . ولى انسانها يكديگر را با علائم و نشانه‌هايى مىشناسند . شناسنامه چنين مشخصاتى را بيان مىكند . خيلى چيزهاست ، كه آنچه در اين آيه آمده از آن جمله است ؛ چون مقصود بيان همهء وسايل تعارف نيست ، مقصود اين است كه اينها از جمله وسايل تعارفند نه وسيلهء تفاخر ، مثل نامها ، رنگها ، زبانها ، منطقه‌هاى سكونت ( مليتها ) و نژادها . ما افراد را با نامها مىشناسيم . با رنگها و زبانها همديگر را علامتگذارى مىكنيم . همين‌طور با منطقه‌هاى سكونت و مليتها : ايرانى ، پاكستانى ، افغانى ، عراقى ، انگليسى و فرانسوى . همچنين با نژادها : اين قوم از نژاد آريا هستند آنها از نژاد سامى . قرآن در جاهاى ديگر اينها را جزو آيات و نشانه‌ها ذكر مىكند . « . . . وَ اخْتِلافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَ